همانطور که در قسمت قبل خواندیم در یک سال گذشته، سرمایهگذاران بین المللی روی چهار محور کلیدی تمرکز داشتهاند. دیدیم که اولین محور آن، تضمین دسترسی به مواد معدنی حیاتی و توسعه نسل جدید اکتشاف است. در این گروه 4 تا از سرمایهگذاریهای تحولآفرین روی 4 استارتاپ را ملاحظه کردیم.
در این قسمت پنجمین شرکت معدنی از رویکرد نخست را بعنوان یکی از شرکتهای استراتژیک آیندهنگار صنعت معدن را از نگاه سرمایهگذاران بررسی خواهیم کرد.
GeologicAI؛ چگونه هوش مصنوعی در حال بازتعریف اقتصاد اکتشاف و توسعه ذخایر معدنی است؟
نسل جدید استارتاپهای معدنی تلاش میکنند مهمترین دارایی صنعت معدن یعنی «داده» را به مزیت رقابتی تبدیل کنند. در این میان، GeologicAI بعنوان یکی از شاخصترین نمونههای این موج جدید است. علیرغم اینکه بسیاری از تحلیلگران آن را در کنار بازیگرانی مانند KoBold Metals و Fleet Space Technologies از مهمترین استارتاپهای نسل جدید MiningTech ارزیابی میکنند اما بدون رقیب است.
GeologicAI از سال ۲۰۱۳ در حوزههایی با عنوان Digital Geology یا زمینشناسی دیجیتال فعالیت میکند. تمرکز اصلی آن بر تحلیل هوشمند دادههای زمینشناسی، دیجیتالیسازی مغزههای حفاری و توسعه مدلهای پیشرفته هوش مصنوعی است. برای بهبود تصمیمگیریهای اکتشافی و توسعه ذخایر معدنی است و با پلتفرم یکپارچه سختافزاری و نرمافزاری که ایجاد کرده، میتواند مغزههای حفاری را با دقت بسیار بالا اسکن، آنالیز و مدلسازی کند.
ترکیب فناوریهای تصویربرداری فوقدقیق، اسکن سهبعدی، سنسورهای طیفسنجی پیشرفته، تحلیل ترکیبات شیمیایی سنگ و الگوریتمهای یادگیری ماشین در یک بستر واحد باعث شده تا خروجی این فرآیند تنها مجموعهای از دادههای زمینشناسی نباشد، بلکه بینشهای عملیاتی و اقتصادی تصمیمساز است که به زمینشناسان و مدیران پروژه کمک میکند تصمیم بگیرند در کدام نقاط حفاری را ادامه دهند، در چه مناطقی عملیات متوقف شود، کدام زونهای معدنی از ارزش اقتصادی بیشتری برخوردارند و کدام بخش از ذخیره پتانسیل توسعه بیشتری دارد و در نهایت تبدیل تصمیمگیری معدنی از یک فرآیند مبتنی بر تجربه فردی و قضاوت انسانی به یک فرآیند دادهمحور و مبتنی بر هوش مصنوعی.
کاربردهای فناوری GeologicAI طیف گستردهای از پروژههای معدنی را در بر میگیرد. از معادن مس، نیکل، لیتیوم و طلا گرفتـه تا پروژههای عناصر نادر خاکی، سنگآهن، روی، سرب و حتی زغالسنگ، همگی میتواننـد از قابلیتهای این پلتفرم برای افزایش دقت مدلسازی ذخایر و بهینهسازی عملیات حفاری بهره ببرند. در دورانی که جهان با رشد تقاضا برای فلزات حیاتی مورد نیاز خودروهای برقی، زیرساختهای انرژی و مراکز داده مواجـه است، هر فناوری که بتواند ریسک اکتشاف را کاهش داده و سرعت توسعه ذخایر را افزایش دهد، از اهمیت استراتژیک برخوردار خواهدبود.
جذابیت GeologicAI برای سرمایهگذاران نیز دقیقاً از همین نقطه ناشی میشود. این شرکت طی سالهای اخیر موفق شـده حمایت برخی از مهمترین سرمایهگذاران صنعتی و فناوری جهان را جلب کند. حضور همزمان BHP Ventures و Rio Tinto به عنوان دو بازوی سرمایهگذاری بزرگترین شرکتهای معدنی جهان، در کنار Breakthrough Energy Ventures، Blue Earth Capital و Export Development Canada، نشان میدهـد بازار، GeologicAI را صرفاً یک شرکت نرمافزاری نمیدانـد. بلکه آن را بخشی از زیرساخت آینده صنعت معدن تلقی میکند که این اعتماد سرمایهگذاران در ارقام جذب سرمایه نیز قابل مشاهـده است و در آخرین دور جذب سرمایه در سال ۲۰۲۵ توانستـه ۴۴ میلیون دلار سرمایه جدید در قالب سری C جذب کند و مجموع سرمایه جذبشده خود را به حدود ۷۵ میلیون دلار برساند. چنین سطحی از تأمین مالی در حوزه MiningTech نشاندهنده عبور شرکت از مرحله اثبات فناوری و ورود به فاز توسعه و مقیاسپذیری جهانی است.
یکی از نقاط عطف مهم در مسیر توسعه شرکت، خرید Lumo Analytics در سال ۲۰۲۵ بود. این اقدام به GeologicAI امکان داد فناوریهای طیفسنجی مبتنی بر LIBS را به مجموعه راهکارهای خود اضافه کند؛ فناوریای با تعیین سریع و دقیق ترکیب عنصری سنگها، دقت تحلیل دادههای حفاری را به شکل قابل توجهی افزایش میدهد.
شاخصهای کلیدی از جمله افزایش نرخ موفقیت اکتشاف، بهبود دقت مدلسازی ذخایر، افزایش قابلیت اطمینان برآورد منابع معدنی، کاهش هزینههای حفاری، کوتاه شدن زمان تحلیل دادهها و حتی کاهش ردپای زیستمحیطی عملیات اکتشافی، از جمله مهمترین KPIهایی هستند که استفاده از فناوری این شرکت میتواند تأثیر مستقیم بر کاهش هزینه شرکتها بگذارد.
در نهایت، مهمترین مزیت رقابتی GeologicAI در تلفیق سه حوزه تخصصی است؛ سنجش و اندازهگیری پیشرفته، هوش مصنوعی و دانش زمینشناسی و ارائه آن در قالب یک پلتفرم عملیاتی واحد، درحالیکه بسیاری از رقبا تنها در یکی از این حوزهها توانمند هستند. نتیجه استفاده از این پلتفرم، افزایش کیفیت تصمیمگیری در یکی از پرریسکترین و سرمایهبرترین مراحل زنجیره ارزش معدن یعنی اکتشاف و ارزیابی ذخایر است.
با توجـه به روندهای جهانی، آینـده اکتشاف معدنی بیش از هر زمان دیگری به داده، هوش مصنوعی و تحلیل پیشرفته وابستـه خواهـد بود. در چنین فضایی، شرکتهایی مانند GeologicAI نه تنها یک استارتاپ موفق، بلکه بخشی از زیرساخت تصمیمسازی نسل آینده صنعت معدن محسوب میشوند؛ زیرساختی که میتواند نحوه شناسایی، ارزیابی و توسعه ذخایر معدنی را در دهههای پیش رو به طور بنیادین تغییر دهد.
سطح دوم: از بهرهوری دیجیتال تا اقتصاد چرخشی
در این بخش وارد حوزهای میشویم که بسیاری از مدیران صنعتی آن را سریعترین مسیر افزایش سودآوری میدانند: بهرهوری، دیجیتالیسازی و اقتصاد چرخشی.
در بسیاری از صنایع معدنی، فلزی، نفتی و پتروشیمی، افزایش ظرفیت تولید همیشه بهترین راه رشد سودآوری نیست. گاهی کاهش چند درصدی هزینههای عملیاتی یا افزایش بهرهوری داراییهای موجود، ارزشی بسیار بیشتر از اجرای یک پروژه توسعهای چندصد میلیون دلاری ایجاد میکند.
به همین دلیل طی سالهای اخیر بخش قابل توجهی از سرمایهگذاریهای CVCهای خاورمیانه به سمت شرکتهایی هدایت شده که میتوانند تصمیمگیری، زنجیره تأمین و مدیریت عملیات را هوشمندتر کنند.
در این حوزه، دو شرکت بیش از دیگران توجه سرمایهگذاران راهبردی را به خود جلب کردهاند:
Arkestro و Finboot.
Arkestro؛ هوش مصنوعی در قلب یکی از پرهزینهترین بخشهای صنعت
در بسیاری از پروژههای معدنی، نفتی و پتروشیمی، بین ۴۰ تا ۶۰ درصد کل هزینه پروژه در فرآیند خرید تجهیزات، مواد اولیه، قطعات یدکی، خدمات مهندسی و قراردادهای تأمین صرف میشود.
با وجود این حجم عظیم هزینه، بسیاری از فرآیندهای خرید صنعتی هنوز بر مبنای روشهای سنتی، تجربه فردی و تصمیمگیریهای غیرسیستمی انجام میشوند.
Arkestro دقیقاً برای حل همین مسئله شکل گرفته است.
این شرکت پلتفرمی مبتنی بر هوش مصنوعی، علوم رفتاری و تحلیل پیشبینیکننده توسعه داده که فرآیند Procurement را بهینه میکند. سیستم Arkestro با تحلیل میلیونها داده خرید، عملکرد تأمینکنندگان، روندهای بازار و سوابق پروژههای قبلی، بهترین سناریوهای خرید را پیشنهاد میدهد.
جذابیت این فناوری برای سرمایهگذاران صنعتی زمانی روشنتر میشود که به اعداد نگاه کنیم.
Aramco Ventures در سال ۲۰۲۵ در دور سرمایهگذاری راهبردی ۳۶ میلیون دلاری این شرکت مشارکت کرد. اما دلیل اصلی این سرمایهگذاری صرفاً جذابیت فناوری نبود؛ بلکه ظرفیت آن برای خلق ارزش اقتصادی مستقیم بود.
بر اساس دادههای منتشرشده، مشتریان Arkestro به طور متوسط توانستهاند حدود ۱۸.۸ درصد صرفهجویی در هزینههای خرید و تا ۶۰ درصد کاهش در زمان چرخه تأمین را تجربه کنند.
این اعداد در نگاه اول شاید صرفاً چند درصد به نظر برسند، اما در مقیاس صنایع سنگین اهمیت آنها کاملاً متفاوت است.
فرض کنید یک مجتمع پتروشیمی سالانه ۳۰۰ میلیون دلار خرید تجهیزات و مواد اولیه انجام میدهد. صرفهجویی ۱۸.۸ درصدی معادل بیش از ۵۶ میلیون دلار کاهش هزینه خواهد بود؛ رقمی که میتواند مستقیماً بر شاخص EBITDA، جریان نقدی و سود خالص شرکت اثر بگذارد.
مهمترین KPIهای این شرکت عبارتاند از:
- میزان صرفهجویی در هزینههای خرید
- کاهش زمان چرخه تأمین
- افزایش نرخ مشارکت تأمینکنندگان
- کاهش ریسک زنجیره تأمین
- بهبود دقت تصمیمگیری خرید
اما آنچه Arkestro را از بسیاری از پلتفرمهای مشابه متمایز میکند، تمرکز آن بر «بهینهسازی تصمیم» است، نه صرفاً «دیجیتالیسازی فرآیند«.
بسیاری از سیستمهای سنتی خرید صرفاً اطلاعات را ثبت و مدیریت میکنند؛ در حالی که Arkestro تلاش میکند بهترین تصمیم اقتصادی را پیشنهاد دهد. این تفاوتی است که میتواند طی سالهای آینده ارزش اقتصادی قابل توجهی برای صنایع بزرگ ایجاد کند.
Finboot؛ شفافیت زنجیره تأمین به عنوان مزیت رقابتی
در گذشته، خریداران مواد معدنی، فلزات و محصولات پتروشیمی عمدتاً روی قیمت و کیفیت تمرکز داشتند. اما امروز معیارهای جدیدی وارد معادله شدهاند؛ منشأ مواد اولیه، ردپای کربنی، استانداردهای ESG و شفافیت زنجیره تأمین.
در چنین فضایی، توانایی ردیابی کامل مواد اولیـه از مبدأ تا مصرفکننـده نهایی به یک مزیت رقابتی تبدیل شـده است که Finboot دقیقاً در همین نقطه فعالیت میکند و محصول آن یک سیستم Supply Chain Traceability وDigital Product Passport است.
محصول اصلی این شرکت، پلتفرم MARCO، از فناوری بلاکچین برای رهگیری و مستندسازی جریان مواد در زنجیره تأمین استفاده میکند. این سیستم به شرکتهای معدنی، فلزی، نفتی و پتروشیمی اجازه میدهد منشأ مواد، فرآیندهای تولید، میزان انتشار کربن و مسیر انتقال محصول را بهصورت شفاف ثبت و گزارش کنند و برای شرکتهایی که به بازارهای بینالمللی صادر میکنند، این موضوع اهمیت حیاتی دارد.
در بسیاری از بازارهای اروپایی و آمریکای شمالی، مقررات جدید بهتدریج شرکتها را ملزم میکنند اطلاعات دقیقتری درباره منشأ مواد اولیه و شدت انتشار کربن محصولات خود ارائه دهند.
به همین دلیل سرمایهگذاری SABIC Ventures را روی Finboot را نباید صرفاً یک سرمایهگذاری نرمافزاری تلقی کرد. در واقع SABIC روی زیرساختی سرمایهگذاری کردهاست که میتواند دسترسی شرکتها به بازارهای جهانی را حفظ کند و یکی از سرمایه گذاران راهبردی محسوب میشود.
KPIهای کلیدی این فناوری شامل این موارد است:
- قابلیت رهگیری مواد اولیه
- دقت دادههای زنجیره تأمین
- کاهش زمان گزارشدهی ESG
- بهبود انطباق با مقررات
- افزایش شفافیت عملیاتی
مزیت رقابتی Finboot در آن است که دادههای زنجیره تأمین را از یک هزینه اجتنابناپذیر به یک دارایی استراتژیک تبدیل میکند. داراییای که میتواند در آینده به اندازه خود محصول ارزشمند باشد.
سطح سوم و چهارم استارتاپ های پیشرو در قسمت بعدی این سلسله گفتارها مطرح میگردد. خواهید دید که تحقق اقتصاد چرخشی از مسیر بازیافت فلزات استراتژیک میگذرد. کربن زدایی نیز یک بازار بینظیر چند صد میلیارد دلاری را بهدنبال دارد.